تبلیغات
حرف های ناتمامم را اینجا تمام میكنم - به امید دیدار عزیزدل
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

به امید دیدار عزیزدل

هوا سرد است... زمستان است... دلتنگ یكدیگریم... با هزار زحمت و دروغ از خانه بیرون می زنیم ....نگرانیم....  دائم بایكدیگر تماس میگیریم....  نكند زمان بگذرد و همدیگر را نبینیم...من زودتر رسیده ام..... منتظر توام ..... تنها روی سكویی می نشینم....  بعد از انتظاری نه چندان طولا نی تو می آیی ....سلام می كنیم......از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیم.... هوا بسیار سرد است ونمی توانیم حتی برای نشانه ی معاشرت دست یكدیگر را بفشاریم......اهمیت نمی دهیم ... تمام پارك به ما خیره شده است؛ گاهی نیز با انگشت ما را نشانه می گیرند. ...من از چشمانت میفهمم  كه باید  برویم ....كمی آن طرف تر، از ترس خبری نیست ...من وتو، تنهای تنها ....خیره به یكدیگریم...تو می خندی... زمان را حس نمی كنم.....محو تماشای توام...تمام حرف هایم، دلتنگی ها، غصه ها، فراموش شده است...زمان می گذرد  ..آسمان رنگ می بازد...صدای تلفن ات، فضا را می شكند...تو نگران می شوی.. آرام و قرار نداری .... وقت خداحافظی است .... ناراحتیم  ...  این بار نوبت صدای تلفن من است تا باز آزارمان دهد...خداحافظی می كنیم ...دلتنگ می شویم...... با خود می گوییم به امید دیدار عزیزدل......



نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 10 بهمن 1390-01:11 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.