تبلیغات
حرف های ناتمامم را اینجا تمام میكنم - مادرم
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

مادرم

دلش شكست  و هنگام جمع كردنش ؛ دستش را برید . خون سرخش بر زمین ریخت و من ماندم با بهشتی كه زیر پایش سرخ شد .



نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 27 مهر 1391-01:38 ق.ظ
نظرات() 

سیما جوکار
پنجشنبه 27 مهر 1391 08:00 ب.ظ
زیبا نوشتید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.