تبلیغات
حرف های ناتمامم را اینجا تمام میكنم - با همیم
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

با همیم

تنها نشسته ام... بعد از خستگی كلاس سكوت باغ دانشگاه را دوست دارم.....خیره شدام به دور دست....آن انتهای باغ پسرها مشغول شوخی با یكدیگرند....سوز پاییزی گونه هایم را قرمز كرده ...صورتش خندان است..... دو لیوان چایی دردست دارد...به او بی توجهم.... به كنارم می رسد.... چای تعارف می كند ...خیره به روبرویم ....اجازه برا نشستن می گیرد...صدایی نمی شنود .....آرام كنارم می نشیند و یك لیوان را پهلوی من می گذارد.....شروع به صحبت می كند...داستان از باز بودن زیپ استاد است .....در درس تنظیم خانواده.....و شوخی های بچه ها... و خنده های بلند خودش....خوشم آمده.... اما نمی خندم...سپس سكوت می كند...هرچه صبر می كنم ....هیچ نمی گوید...می خواهم سرم را بچرخوانم و نگاهش كنم  ...اما آرام می مانم... لحظه ها می گذرد... پسرها حالا در آن انتها دور هم نشسته اند....سیگار می كشند... دور از چشم همه...هنوز ساكت است...از كنجكاوی دارم می تركم....به هوای بر داشتن لیوان زیر چشمی نگاهش می كنم..... خیره به من است.... می داند بدون او نمی توانم....می گوید .... اگه از من بخوای می تونم بات بیاماا...كمی می ترسم... بغض گلویم را گرفته.... دستم را می گیرد ....می گوید... مهم نیست....باهمیم




نوشته شده توسط :علیرضا
یکشنبه 19 شهریور 1391-01:05 ب.ظ
نظرات() 

f.g
دوشنبه 20 شهریور 1391 11:07 ب.ظ
سلام خیلی زیبا بود خیلی....
سیما جوکار
یکشنبه 19 شهریور 1391 05:16 ب.ظ
سلام دوست من. این سبک نوشتن رو دوست دارم . این فضا سازی و ایجاد ابهام که ذهن رو درگبر می کنه برای من جذابیت داره. البته این سلیقه من به عنوان یک خواننده استمنتظر خواندن آثار بعدی شما عزیز هستم
سیما جوکار
یکشنبه 19 شهریور 1391 05:13 ب.ظ
سلام دوست من. این سبک نوشتن رو دوست دارم. این فضا سازی و ایجاد ابهام که ذهن رو درگیر می کنه برای من جذابیت داره. که البته این نظر شخصی من به عنوان یک خواننده است... منتظر خواندن آثار بعدی شما عزیز هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.