تبلیغات
حرف های ناتمامم را اینجا تمام میكنم - ترس ؟
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ترس ؟

+ اینجا بود ؟ 

** این صندلی منظورته؟ 

+ ا وههوم . خب ..... هیچی دیگه همون جوری كه یه روز اومد و رو این صندلی نشست و به من گفت سلام  یه روزم اومد و همین جا نشست و گفت خداحافظ.

** به همین راحتی؟

+ آره خب .

** بعد تو هیچ كاری نكردی؟

+ من......من اینقدر گیج شده بودم كه اصلا نمی دونستم باید چی بگم.ازم انتظار داشتی چی كار كنم خب؟

** نمی دونم شاید باید بیشتر تلاش می كردی . شاید دلش می خواسته ببینه تو چقدر حاضری براش مایه بذاری.

+ حتما انتظار داشتی  به دست و پاش بیوفتم؟

** نمی گم به دست و پاش بیوفتی اما اگه واقعا عاشقش بودی ...

+ عاشقش بودم چی ؟ حتما می خوای بگی من عاشقش نبودم كه كاری نكردم ! نخیر . من خیلی ام دوسش داشتم  فقط نمی دونم چرا تو اون لحظه ترسیدم ازش بخوام .

** ترسیدی؟ حتما داری شوخی می كنی ؟ 

+ نه واقعا می گم ... ترسیدم از اینكه بش بگم چقدر دوستش دارم و بعد نتونم پای حرفم وایسم.

** آهان فهمیدم تو احتمالا زیاد این چند وقت فیلم هندی دیدی ؟

+ اااا ما رو باش داریم با كی درد و دل می كنیم

** آخه این چه فكریه تو كردی ؟ من نمی فهمم بالاخره یه جا تو زندگی ات باید خودت و رها كنی و تا اونجایی كه میشه برا عشقت پیش بری می دونی مثه چی میمونه ؟ مثه دعوا كردن تو خیابون میمونه . اون كسی كه داری باش دعوا میكنی را نمیشناسی شاید طرف قهرمان بكس باشه شایدم فقط یه عوضیه كه باید ادب شه اما هیچ كدوم مهم نیس تو فقط می خوای اونجا داد و بیداد كنی و  یكم كتك كاری كنی بعدشم هر چی پیش بیاد مهم نیس مهم اینكه تو پای حقت وایسادی پای حرفت و پای اون چیزی كه دوس داری.





نوشته شده توسط :علیرضا
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391-01:13 ب.ظ
نظرات() 

venus
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 10:25 ب.ظ
salam apam.
مریم
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 11:51 ق.ظ
مرسی که وقت گذاشتی و تک تک پستامو خوندی و نظر دادی,تمام نقداتم آویزه گوشم میکنم تا نوشته هام بهتر شن مسییییی....
فکر خوبیه فک کنم نوشته هر دوتامون چیز خوبی در بیاد ولی شرمنده یه مشکلی دارم که شاید یه هفته ای نیام قول میدم تو فرصتهای بعدی مفصل باهاش حرف بزنیم دوست خوبم
پسر حاله
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 07:44 ب.ظ
چطوری پسر خاله خوبی كم پیدایی بهتر شدی مواظب خودت باش
مریم
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 02:43 ب.ظ
خیلی قشنگ بود اما گاهی یه اتفاقاتی میفته که شاید نتونی پای حرفت واستی و ازته دل ترسو حس کنی....
پاسخ علیرضا : البته روح كلی داستان برگرفته از صحبت های با شما بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.