تبلیغات
حرف های ناتمامم را اینجا تمام میكنم - قهرمان من ....؟
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

قهرمان من ....؟

در و باز می کنم و میرم تو . اولین چیزی که به چشمم  می خوره
چارتا دیواره بدون رنگِ ،که با پوسترهای بزرگ   تزیین شده . رو هر کدوم
از این پوسترا یه قهرمانِِ ، با یه صورت نقابدار، زل زده تو چشمام  .
اونقدر قوی و با صلابت که دلم می خواد مثه اون باشم ، با اون شنل و شمشیر
، بی غصه و ترس ،همیشه شجاع  همیشه باهوش.

 اما یه گوشه از این چارتا دیواره بدون رنگ یه عکسِ؛  سیاه سفید

وکهنه ،داییمِ که بم نگاه میکنه ، با یه لبخند. زیر عکسش نوشته شهید. آره
تو این اتاق، پر از قهرمانِ. اما ، قهرمان من ................................................؟





نوشته شده توسط :علیرضا
دوشنبه 28 فروردین 1391-06:05 ب.ظ
نظرات() 

مریم
جمعه 1 اردیبهشت 1391 11:48 ق.ظ
ممنونم از لطفتون...
مرسی که بهم سر میزنید بازم معرفت شما
من سعیمو میکنم که 3 بیام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.